معنی و ترجمه کلمه for به فارسی for یعنی چه

for


free on rail،بجهت ،بواسطه ،بجاى ،از طرف ،به بهاى ،درمدت ،بقدر،در برابر،درمقابل ،برله ،بطرفدارى از،مربوط به ،مال ،براى اينکه ،زيرا که ،چونکه
کامپيوتر : فرمانFOR
قانون ـ فقه : له
بازرگانى : تحويل روى قطار



آخرین کلمات ترجمه شده

لینک ها