معنی و ترجمه کلمه he refused to go به فارسی he refused to go یعنی چه

he refused to go


از رفتن ابا کرد،نخواست برود،حاضر نشد برود

کلمات کلیدی :




افزایش فالوور

آخرین کلمات ترجمه شده

لینک ها