طراحی سایت

معنی و ترجمه کلمه pad به فارسی pad یعنی چه

pad


ناحيه اى از مس مسطح روى يک تخته مدار چاپى که محل اتصال سيمهاى تشکيل دهنده مدار بوده و به وسيله ان انتقال ميان سيمى از يک طرف تخته مدار چاپى به طرف ديگر صورت مى گيرد،پر کردن فيلدى از داده با فضاى خالى دفترچه يادداشت ،جاده ،معبر،دزد پياده ،اسب راهوار،پياده سفر کردن ،قدم زدن ،زير پالگد کردن ،صداى پا،تشک ،هرچيز نرم ،پشتى ،اب خشک کن ،مرکب خشک کن ،بالسشتک زخم بندى ،بااب و تاب گفتن ،لفاف کردن ،با لايه نرم يا بالشتک پوشاندن ،دفترچه يادداشت ،لايى گذاشتن
علوم مهندسى : لايى گذاشتن

کلمات کلیدی :





آخرین کلمات ترجمه شده

لینک ها