معنی و ترجمه کلمه string به فارسی string یعنی چه

string


مربى خم کردن کمان و بستن زه ،يک سرى پيام که از يک ايستگاه به ايستگاه ديگر ارسال مى شود،سرى پيام ، : )n.vt.& vi.(زه ،زهى ،ريسمان ،سيم ،رديف ،سلسله ،قطار،رشته کردن ،نخ کردن( باسوزن و غيره)،زه انداختن به ، : )n.vt.vi.& adj.(ريش ريش ،نخ مانند،ريشه اى ،چسبناک ،دراز،به نخ کشيدن( مثل دانه هاى تسبيح)،بصف کردن ،زه دارکردن
کامپيوتر : رشته کردن
ورزش : يک سرى تيراندازى بوسيله يک نفر
علوم نظامى : يک سرى گلوله

کلمات کلیدی :




افزایش فالوور

آخرین کلمات ترجمه شده

لینک ها