طراحی سایت

معنی و ترجمه کلمه ward به فارسی ward یعنی چه

ward


توليت ،مولى عليه ،حفاظت بخش ،اطاق جدا،(در بيمارستان يا زندان يا کارخانه)،حياط،محوطه زندان ،بخش( در بيمارستان)،نگهبان ،سلول زندان ،اطاق عمومى بيماران بسترى ،صغيرى که تحت قيومت باشد،محجور،نگهدارى کردن ،توجه کردن
قانون ـ فقه : ناحيه
روان شناسى : بخش
علوم نظامى : محوطه

کلمات کلیدی :





آخرین کلمات ترجمه شده

لینک ها